![]() |
![]() |
|
| خدایا تو که غریبه را آفریدی چرا جائی برای اونها مشخص نکردی که همه انگشت نما کنن اونا را آره خدا جون |
|
به خدا قسم هنوز هم که هنوز دوستت دارم و عاشقانه می پرستمت عزیزم (م. ش)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 2:19 توسط غریبه تنها |
|
|
ناز چشم تو کشیدیم و نمی دانستی پا به پای تو دویدیم و نمی دانستی پای بند تو شدیم و به تو ما دل بستیم دل ز غیر از تو بریدیم و نمی دانستی شور من از لب شیرین شما ریشه دواند تلخی هجر چشیدیم و نمی دانستی بال در بال نگاهت به پریشانی محض در خیال تو پریدیم و نمی دانستی داغ تو نقش دل ماست شقایق واریم با دل سرخ شهیدیم و نمی دانستی با تو بودن هوسی بود که رویایی بود گر چه که خواب تو دیدیم و نمی دانستی تو زما دست کشیدی به خدا دانستیم ما ز جان دست کشیدیم و نمی دانستی نقطه باز از سر خط نام تو تکرار کنم گر چه پایان برسیدی و نمی دانستی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 9:29 توسط غریبه تنها |
|
|
روزها ميگذرند عشق هاميميرند رنگها رنگ دگر ميگيرند و فقط خاطره هاست كه چه تلخ و شيرين دست ناخورده به جاي مي مانند زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 10:1 توسط غریبه تنها |
|
|
شوق دیدار تو در خانه دل منزل کرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 12:29 توسط غریبه تنها |
|
|
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 15:25 توسط غریبه تنها |
|
|
پر از پرواز بودم روزگاري دور
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 8:57 توسط غریبه تنها |
|
|
دوستت خواهم داشت به همين واژه ی تبدار قسم دوستت خواهم داشت به همين قلب گرفتار قسم دوستت خواهم داشت به دل خسته وُ بيمار قسم دوستت خواهم داشت به تو و لحظه ی ديدار قسم دوستت خواهم داشت به همين حسرت بسيار قسم دوستت خواهم داشت به عيار تو به معيار قسم دوستت خواهم داشت به گُلِ سايه ی ديوار قسم دوستت خواهم داشت به همين لحظه ی اقرار قسم دوستت خواهم داشت به تو آری ، به تو بسيار قسم دوستت خواهم داشت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 9:56 توسط غریبه تنها |
|
|
خدايا شاهد تنهايی ام باش بين غم ها تنها ناجی ام باش پر پرواز من ديريست بسته تو بگشا و در آزادی ام باش اسير موج های تند خشمم تو آرام دل دريايی ام باش دل خسته خريداری نداره تو خواهان صفای ذاتی ام باش در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزانی هم باش .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت 9:27 توسط غریبه تنها |
|
|
سلام میشه بعد این همه دوری که برای من یه عمر گذشت بعضی ها بی محلی کنن درستش سرشون را پائین بندازند درست این گونه رفتار کنن از من میگذره و تو هم مرا فراموش می کنی چون جای تو دلت ندارم ولی بدون تو نزد من همون معبود هستی که دوستش دارم بدون همیشه که دل شکستن کار خوبی نیست من برای تو امدم اونجا ولی تو یه رفتار دیگه داشتی مث اینکه ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت 9:4 توسط غریبه تنها |
|
|
عزیز کی می آیی مهربونم فدای تو جونم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 20:9 توسط غریبه تنها |
|
|
ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 18:50 توسط غریبه تنها |
|
|
بازم نيومدي... |
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 16:30 توسط غریبه تنها |
|
|
تنها با گل ها .... گویم غم ها.... چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم؟ به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم؟ نه کسی آید ... نه کسی خواند ز نگاهم هرگز راز من... بشنو امشب غم پنهانم که سخن ها گوید ساز من... تو ندانی تنها همه شب با گلها ... سخن دل را می گویم ... چو نسیمی آرام که وزد بر بوستان همه گل ها را می بویم من ... تنها با گل ها... گویم غم ها را ... چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم؟ به چه کس گویم شد روز من چو شب تارم؟ گل ابری ... سرگردان... می گرید چشم من در تنهایی ...ای روز شادی ها کی باز آیی؟ امشب حال مرا تو نمی دانی... از چشمم غم دل تو نمی خوانی ... تنها با گل ها... گویم غم ها را.... چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم ؟ به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 16:11 توسط غریبه تنها |
|
|
عزیز همیشه در نبودنت انتظار می کشم تا زمانی که سو ء چشمم را از دست بدهم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 22:3 توسط غریبه تنها |
|
|
بعضی ها باگرفتن هدایا فکر می کنن همه چیز را از آدم می گیرند ولی نمی دونن خاطرات را نمی شه از کسی گرفت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 22:0 توسط غریبه تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
فقط می دونم اونای عاشق واقعی هستن عشقشونا از دست میدن .
غریبه از اونا که ادای تنهای می کنن همیشه تنها ترین هستن . |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| پیوندها |
|
یه ایرونی مهربون کوچولو و عشقش حدیث عشق منا عمو ایمان آشنای غریبه ربکا آرین |
|
RSS
|