چه ماجرای عجيبيست تپيدن دل
و اهل عشق چه رسواست بين آدمها
چه ميشود همه از جنس آسمان باشيم؟؟؟
طلوع عشق چه زيباست بين آدمها
ميان اين همه گلهای ساکن اينجا
چقدر پونه شکيباست بين آدمها
تمام پنجره ها بی قرار بارانند
چقدر خشکی و صحراست بين آدمها
و کاش صبح ببينم که باز مثل قديم
نياز و مهر تمناست بين آدمها
بهار کردن دلها چه کار دشواريست
و عمر شوقيست که کوتاست بين آدمها
ميان تک تک لبخندها غمی سرخ است
و غم به وسعت يک دنياست بين آدمها
به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو
دلت به وسعت درياست بين آدمها
ام دی آ

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 12:49 توسط غریبه تنها
|