ماه تابید و چو دید آنهمه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا
گفت:
خاموش در اینجا چه نشستی ؟
گفتم:
بوی محبوبه ی شب بوی جنون پرور عشق
وه چه جادوست که از هوش برد بوش مرا
بوی محبوبه ی شب ، نغمه ی چنگی است لطیف
که از افلاک کند زمزمه در گوش مرا
بوی محبوبه ی شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا
بوی محبوبه ی شب جلوه ی جادویی اوست
آن که کرده است به یکباره فراموش مرا...
ام دی آ

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 9:22 توسط غریبه تنها
|