من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی
از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی
دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی
ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی
مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه
تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانیميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی
ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی
دل من سوی
تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيریبوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی
جانی از بهر
تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهیشعرم آهنگ
تــو دارد ، چه بخوانی چه نخواهیدوستدارت ام دی آ

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت 13:15 توسط غریبه تنها
|